محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
174
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
آمد . چندى به دربار المقتدر بن هود در سرقسطه پناه برد ؛ سپس به المريه بازگرديد . ابن الحداد علاوه بر شاعرى در فلسفه نيز تبحر داشت . در يكى از قصايد طولانى خود كه در مدح المعتصم سروده است گويد : لعلك بالوادى المقدس شاطىء * فكالعنبر الهندى ما انا واطىء و انى فى رؤياك واجد ريحهم * فروح الهوى بين الجوانح ناشىء ولى فى السرى من نارهم و منارهم * هداة حداة و النجوم طوافىء لذلك ما حنت ركابى و حمحمت * عرابى و اوحى سيرها المتباطىء « 18 » روايات معاصر يا قريب به عهد او حاكى از اين هستند كه المعتصم حامى دولت شعر و ادب بود . مثلا ابن بسام مىگويد : « ابو يحيى از پادشاهان فتنهانگيز نبود و به تنآسايى خو گرفته بود . هرچند در مالومنال تنگدست بود ولى گشادهرو و بخشنده بود . در خونريزى امساك مىكرد و بردبارى مىنمود . شعرا در مدح او قصايد بسيار پرداختهاند . و همواره جمعى از فحول شعراى عصر چون ابو عبد اللّه بن الحداد و ابن عباده و ابن الشهيد و ديگران در خدمتش بودند » . ابن بسام مىافزايد كه ابو يحيى المعتصم با وجود طبيعت صلحجوى و دورى گزيدنش از كشمكشها با برخى از ملوك الطوايف ، باز هم گرفتار جنگ و ستيز مىشد ؛ ولى همواره به اكراه روى به ميدان جنگ مىآورد . « 19 » ابو يحيى المعتصم را بر ساحل دريا قصرى بود به نام « صمادحيه » كه بسيارى از وقت خود را در آنجا در مصاحبت شعرا مىگذرانيد . دربار او از وجود علما در
--> ( 18 ) . ابن بسام در الذخيره اين قصيده و چند قصيدهء ديگر از او را آورده است ( قسمت اول ، مجلد دوم / ص 218 - 233 ) . ( 19 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 239 . ابن الابار : الحلة السيراء ، ص 172 . فتح بن خاقان : قلائد العقيان ، ص 47 .